درمورد قوانین + داستان سلام یسنا(14)^^
خب خب.... در این مدت که قسمت جدید داستان سلام یسنارو نزاشتم اتفاقات بسیاااری افتاد... اتفاقاتی که اگه بخوام براتون تعریف کنم باورتون نمیشه ولی حیف که خصوصیند![]()
خلاصه اینکه نمیخوام دروغ بگم پس خیلی واضح بهتون دارم میگم که به وب سر نمی زنید! بعضی هاتون همیشه سر میزنید ها... و همییییششهه حواستون به وب حیوانات اندر تخیلات هست... ولی بعضیهاتون با کاراتون منرو عصبی می کنید... یا قوانین رو رعایت نمی کنید و یا اینکه خیلیییییی کم به وب سر میزنید! من همیشههه به وب کسایی که واسم نظر میزارن سر میزنم و کلی نظر هم میدم ولی وقتی که شماها سر نزنید به این وب خب منم سر نمی زنم... خب دیه این موضوع بماند و بریم سر قوانین وب. من از شماها چی خواستم؟ بهتون اجازه ی آزاد دادم که تو وب هررررکاری که میخواهید انجام بدین اما سرپیچی از قانونا... این رو نمی تونم ببخشم... یکی مثلا میاد کپی میکنه از وب بدون اینکه خبر بده و بدون ذکر منبع حتی تو وب خودش!
و خب من کپ می کنم از دیدن چنین افرادی! آدمایی هم میان و حرفای سکسی و... میفرستن خصوصی واسم... آقا من جوابم به این آدما اینه: هی شومایی که ازونجور حرفا میفرستی واسم فکر نکن من در این موارد نادانم:| من همهههه ی اینارو میدونم منتهی تو این وب بیان نمی کنم چون تو اینجا درمورد حیوانات و داستان باید حرف زده بشه... نه حرفای سکسی:| والا:| انگاری معلم خصوصی منن میان به من اونجور حرفارو یاد میدن من خودم دانای آنجور مسائلم نیازی به گفتن شماها نیست آخه:| منتهی به اونجور حرفا علاقه ای ندارم پس دیگه حرفای سکسی نشنوم که وبتونو معرفی میکنم آبروتونو میبرم:| ( بله من اینم پس منو عصبی نکنید
)
خب ببخشید تو بخش قبل کمی تند حرف زدم
خو چی کنم سر قوانین حساسم![]()
خلاصه اینکه داستان سلام یسنای 14 هم رسید و برای اینکه از این حال و هوا در بیاید برید ادامه تا بخونید قسمت جدید داستان رو
---------------->
